عیدتون مبارک!
ترم آخر دوره کارورزی دانشگاه فرهنگیان طالقانی قم بودم که استاد بهم گفت باید سرکلاس و جلو ایشون یکی از دروس کتب ابتدایی رو به صورت مستقل تدریس کنم.منم قرار شد روش تدریس یکی از درس ها رو آماده کنم و در یک روز معین وبا هماهنگی استاد درکلاس درس ارائه بدم.
البته این موضوع شامل حال من نمی شد وباید همه بچه های کلاس این کار رو انجام می دادن.در مدرسه ای که من بودم هم یکی از همکلاسی هام حضور داشت وقرار شد هر دومون در یک روز و در دوزنگ متفاوت جلو استاد تدریس کنیم.
خلاصه روز تدریس فرا رسید واستاد به مدرسه ما اومد و قرار شد تدریس ما رو نگاه کنه.ابتدا قرار شد دوستم تدریس کنه.اونم شروع به تدریس درس حجم کرد.تدریسش،تدریس بدی نبود وسعی کرد از روش های متنوع در تدریسش مثل پرسش وپاسخ یا بردن بچه ها به بیرون از کلاس درس استفاده کنه.هرچند در آخر وقت برای تدریس کم اورد وتدریسش کامل نشد واستاد هم در کل زیاد از نحوه تدریسش راضی نبود ومعتقد بود نکاتی که باید در تدریس رو رعایت می کرده رو رعایت نکرده وآماده تدریس نبوده که البته استاد هم حق داشت چون واقعا دوستم آماده نبود!
اما نوبت به من رسید.درس مورد تدریس من یکی از دروس درس فارسی پایه پنجم بود.منم از فرصت استفاده کردم وسعی کردم اون نکاتی که مدنظر استاد هستش رو تو تدریسم رعایت کنم.خلاصه منم با کلی انرژی تدریس رو شروع کردم وسعی کردم همه اون نکات رو رعایت کنم ومدریت وتدریس خوبی تو کلاس داشته باشم .تعریف از خود نباشه تدریسم جوری خوب بود که دوستم و حتی معلم خود کلاس هم کلی تعجب کرده بودند.
اما در کمال تعجب بعد از اتمام تدریس استاد راهنما برگشته و به من میگه تدریس تو کمی بهتر از دوستت بود ولی تو هم زیاد خوب نبودی وطرح درس نداشتی!حالا منه بدبخت کلی سر کلاس سعی کردم با برنامه باشم و روش تدریسم مشخص باشه.حتی در تدریسم از یکی از شیوه های نوین تدریس درس فارسی که به تازگی توسط چند استاد ابداع شده بود،استفاده کردم!بعد استاد عزیز این نکته مثبت رو در تدریس بنده نادیده گرفته و گیر داده به نکته ای که حالا منم تا حدودی اون رو رعایت کرده بودم!
حالا جالبه بدونید که این استاد عزیز مدرکش در زمینه جغرافیا بوده و در دوره راهنمایی تدریس می کرده وهیچ گونه سابقه تدریس در دوره ابتدایی رو نداشته!حالا خدا میدونه چه جور می خواسته تدریس منو در این دوره ارزیابی کنه!حالا جالبه معلم کلاس درس هم که کلی از تدریسم تعجب کرده بود برگشته به من میگه ای کاش فلان مطلب رو تو تدریست رعایت میکردی!بی معرفت حتی یه تعریف هم از تدریسم نکرد!
خلاصه منم کلی ناراحت و دپرس شدم و یاد جمله یه بنده خدایی افتادم که می گفت:
کلاسهای ما وکلا آموزش وپرورش ما همون حقشون هستش که مثل شیوه های سنتی براشون تدریس کنی واز جون ودل براشون مایه نزاری،چون اینا لیاقت این نوع روش های تدریس نوین رو ندارن!کلا تو آموزش وپرورش کسی چشم دیدن پیشرفت کسی رو نداره وهمه به هم حسودی میکنن!
حالا نمی دونم اون بنده خدا درست می گفت یا نه!فعلا که منم یه جورایی دچار همین مسئله شدم!
ایران...ما را در سایت ایران دنبال میکنید
برچسب: ضد حال اساسی به دخترا,ضد حال اساسی,ضد حال اساسی به پسرا,ضد حال اساسی به دختر,اس ام اس ضد حال اساسی,اس ضد حال اساسی,
نویسنده:
بازدید: 49